السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
204
جواهر البلاغة ( فارسى )
كنايه مصدر « كنيت » يا « كنوت » « بكذا عن كذا » است ، زمانى كه تصريح به آن را واگذارى و رها كنى . توضيح : كنايه مصدر است و فعل آن به دو صورت ناقص واوى « كنايكنو » و ناقص يا بى « كنى يكنى » استعمال شده است . « كنيت » اشاره به ناقصيابى و « كنوت » اشاره به ناقص واوى است . مىگوييم : « كنيت به طول النّجاد عن طول القامة » من بلندى بند شمشير را كنايه از بلندى قامت قرار دادم . « نجاد » به كسر نون بند شمشير است . و اصطلاحا لفظ اريد به غير معناه الّذى وضع له مع جواز إرادة المعنى الأصلىّ لعدم وجود قرينة مانعة من إرادته نحو زيد طويل النّجاد تريد بهذا التركيب أنّه شجاع عظيم ، فعدلت عن التّصريح بهذه الصفّة إلى الإشارة إليها بشىء تترتّب عليه و تلزمه لأنّه يلزم من طول حمالة السّيف طول صاحبه و يلزم من طول الجسم الشّجاعة عادة فإذا المراد طول قامته و ان لم يكن له نجاد و مع ذلك يصحّ أن يراد المعنى الحقيقى و من هنا يعلم أنّ الفرق بين الكناية و المجاز صحّة إرادة المعنى الأصلى فى الكناية دون المجاز فأنّه ينافى ذلك . و اصطلاحا لفظى است كه غيرمعنايى كه براى آن وضع شده است از آن اراده شده ، و ارادهء معنى اصلى آن هم جايز است چون قرينهء بازدارنده از ارادهء معنى اصلى وجود ندارد . مانند : « زيد طويل النجاد » زيد بند شمشيرش دراز است . با اين تركيب اراده مىكنى كه او شجاع بزرگ است ، پس از تصريح به اين صفت روى برگرداندهاى و به وسيلهء چيزى كه آن صفت مترتب بر آن و لازمهء آن است به صفت اشاره كردهاى بىشك بلندى صاحب شمشير لازمهء بلندى بند شمشير است ، و شجاعت عادتا لازمهء بلندى پيكر است ؛ پس مراد ، بلندى قامت اوست گرچه بند شمشير نداشته باشد ؛ و با اين حال صحيح است كه معنى حقيقى اراده شود . و از اينجا معلوم مىشود كه فرق بين كنايه و مجاز صحيح بودن ارادهء معنى اصلى در كنايه است ، و در مجاز ارادهء معنى اصلى صحيح نيست چون مجاز با ارادهء معنى اصلى منافات دارد . توضيح : « بشىء تترتّب عليه و تلزمه » : به وسيلهء چيزى كه آن صفت مترتب بر آن چيز و لازمهء آن است . بنابراين فاعل « تترتب » و « تلزمه » صفت است ، و ضمير « عليه » و « تلزمه » به « شىء » باز مىگردد .